خبرها

شاندرمن کجاست !

شاندرمن

شاندرمن يکي از شهرهاي غرب استان گيلان است که در فاصله کمتر از ۶۰ کيلومتري شهر رشت قرار دارد. براي رسيدن به شاندرمن از رشت بايد به سمت غرب براني. شهرهاي مسير عبارتند از تولم‌شهر (بازارجمعه)، صومعه‌سرا، طاهرگوراب، ماسال و در نهايت به مقصد يعني شاندرمن خواهي رسيد. البته از طريق پيربازار رشت به سمت ضيابر هم که براني مستقيم به شاندرمن مي‌رسي.در اين فاصله صد‌ها روستا که داراي باغات و شاليزارها، و رودخانه‌ها و … که هر کدام دنيايي از تماشا را در خود جاي داده است، وجود دارد.

اما «شاندرمن»، اين ديار ناشناخته را «شهر زيبائي‌هاي طبيعت» نام نهاده‌اند. از هر کران که به تماشايش بنشيني زيبايي‌هايش جلوه‌گر و چشم‌نواز است. دشت پرطراوت و دل‌انگيز شاندرمن با شاليزارهاي پرمحصول و مطبوعش در دامنه کوهستان‌هايي قرار گرفته است که رؤيايي و خيال‌انگيزاند.

براي تماشاي شاندرمن حتماً حضور لازم است تا مسافر با تمام وجود، زيبائي‌ها و جلوه‌گري طبيعتش را احساس کند. نقطه‌ نقطه‌ي اين شهر ديدني است. «آلاله‌ها» در مَرغزارهاي بهاري اين ديار چنان دلربايي مي‌کنند و با نسيم خنک و روح‌نواز، در گستره‌ي مخملي باغات، به رقص در مي‌آيند که هيچ «پروانه‌»ي بال‌خال‌خالي و زرّين‌بالي را آرام و قرار نمي‌ماند و تو در تماشاي ضيافت ناز آلاله و رقص پروانه چنان غرقي که ناگاه نغمه‌ي گوشْ‌‌نوازِ بلبلِ شاخسارِ درختِ آزاد تو را به خود مي‌آورد که من هم هستم.هر روستا و آبادي‌اش آدمي را مبهوت دست ازلي نقاش بي‌بديل طبيعت مي‌کند که اين چه تابلويي‌هايي است که انسان مي‌تواند خويش را در متن آن سير دهد.

وقتي از مسير چاله‌سرا، دران، امام‌زاده شفيع،‌ طالب‌دره راهيِ «دَرياروخون» مي‌شوي رودخانه هميشه جاري «مُرغک» تو را به وادي‌هايي مي‌کشاند که شايد باورش براي خيلي از خوانندگان اين سطور ناممکن باشد. در آن دور دست‌ها «خُشکِه‌دَريا» تو را چشم به راه است تا با ييلاقات بي‌نظيرش از تو استقبال و پذيرايي کند. اما در اين مسير، جوانمردانه نيست از آبشار پلکاني و ناشناخته «شَتَه‌ميل» نامي نبريم و جنگل بکر و زيباي اَلاشِستان «وزمَه‌مَندن» را يادي نکنيم و از آبشار مرتفع و زيباي جيرَه‌وَزَن ذکري نشود.

گاهي نمي‌خواهي به ييلاقات دور دست بروي پس آنگاه که مَرکَب را فرمان مي‌دهي تا جاده‌ي شاندرمن به ضيابر را طي کند، تماشاي دو سوي جاده و ضيافت سرسبزي روستاهاي کُفود، پاشکَم و قَران، قوّه تَحيُّر تو را قلقلک مي‌دهد و اگر در نيمه‌راه، جاده کانال را به سمت شيخ‌نشين ادامه دهي، سکوت با طراوت و چشم‌انداز وسيع روستاهاي مُلک‌جهان، ميرمحله، چموش‌دوزان، مُلک بگور و در نهايت شيخ‌نشين و بايَزاد چنان تو را مشغول مي‌سازد که اصلاً فراموشت مي‌شود در جاده‌ي خاکي کانال رانندگي مي‌کني.

در سه‌راهي چموش‌دوزان اگر فرمان ماشينت را به راست بچرخاني وارد جاده‌اي بين روستايي و پر پيچ و خم مي‌شوي که ابتدايش روستاي چموش‌دوزان است. اين جاده‌ي روستايي تو را مجبور مي‌کند از لابلاي ويلاهاي به هم نزديک اهالي با چميدن، گذر کني و با ادامه مسير، گاهي به چپ و گاهي به راست تغيير جهت دهي و از مناظر زيباي آن بهره ببري. پس آنگاه با طي مسافتي، به روستاي پر محصول و در حقيقت شاليزارستان شاندرمن يعني «چُماچار» مي‌رسي.

شاندرمن تنها در زيبايي‌هاي طبيعي و غار بي‌نظير و منحصر  به فرد «آويشو»يش خلاصه نشده است. اماکن مقدسي چون بقعه‌ي با کرامت «امام‌زاده‌شفيع» واقع در روستاي امام‌زاده شفيع، تو را فرا مي‌خواند تا در ساحل مُرغَک‌رود ساعاتي در عرفان الاهي و گفتگو با خداي سبحان سير کني.

مگر مي‌شود از شاندرمن ياد کرد و از بقعه متبرک «آقا سيد ابراهيم» روستاي قَران، مقابر «ملامحمد»‌ وزمَتَر، ‌«درويش شاهَمير» چاله‌سرا، «چله‌خانه»ي انجيلان، «پيرون بَست» پلنگ‌سرا مسجد سيد عبدالله «مُلک‌جهان»، «ميرون قبر خونه» مُلک بگور و … نامي نبرد؟ روستاي تاريخي «بي‌تَم» با آن دارالحکومه تاريخي‌اش، ييلاق سرسبز و تاريخي «سيفي» ييلاقات «اَلَنزَه»، «شالَه‌را»، «دَشتَه‌دُمَن»، «هَفتَه‌خوني»، «اورما روخون» همه از ديدني‌هاي شاندرمنند.

اما نام بردن از طبيعت شاندرمن بدون ذکر ييلاقات و كوه‌هاي «دَشتِه، سيف‌آستونَه، وييَرگا، قشلاق لَچور، هَژدان‌ْسَر، لاره‌ژيَه، قشلاق کوهسار، آبشار شَتَه‌ميل، گردنه‌ي سَربَه‌دار، قشلاق باستاني گول‌گول، لَتَشْت» و ده‌ها ييلاق و قشلاق ديگر ناقص است.

اگر تو را گشت‌وگذار و تماشاي « موزه نمايشگاهي» از بازارهاي هفتگي و سنتي گيلان‌زمين آرزوست، دعوتت مي‌کنم تا حتماً از «پنج‌شنبه‌بازار شاندرمن» ديدن کني.  اين بازار نمونه‌اي از قديمي‌ترين و پابرجاترين بازارهاي هفتگي و سنتي گيلان‌ است که قرن‌ها پيش پدر «دو لاماز» از آن  ياد کرده  و به توصيف آن نشسته است. اينجا بازاري است که در آن انواع صنايع دستي زنان تالش شاندرمني و حومه، مانند «چَنگيلَه=دستکش پشمي»، «گيرَوِه=جوراب پشمي»، «شالَه شکَه و شالَه شوار = کت‌وشلوار پشمي»، انواع دست‌بافت‌هاي زين و يراق اسب و … را مي‌تواني به عنوان سوغات شاندرمن با خود به منزل ببري.يادت نرود از بازار مال‌فروشان شاندرمن هم که صبح روز پنج‌شنبه داير است ديدن کني.

بين شاندرمن و ماسال فاصله‌ي چنداني نيست؛ چه از بُعد جغرافيايي و چه از نظر معنوي و فرهنگي. زيرا اين دو، دو برادرند که از روزگاران کهن تاکنون دست در دست هم داده و پشت به پشت يکديگر براي حيات و زيستن تلاش مي‌کنند. براي رسيدن به ماسال بايد با سرعت کم براني تا تماشاي مناظر و شاليزارها و مرغزارهاي دو سوي جاده را از دست ندهي زيرا اگر اهرام ثلاثه مصر را بشر ساخته باشد، شالوارَه‌کوهِ خداساز مُشرِف بر روستاهاي گيله‌سرا و ميله‌سرا که همچون هِرَمي عظيم و زيبا، چشم‌نوازي مي‌کند، تنها يکي از چشم‌اندازهاي بي‌کران ماسال است.

کمتر از پنج کيلومتر به سمت قبله که ادامه مسير بدهي به بهشت گيلان‌زمين يعني شهر زيباي ماسال مي‌رسي. اين شهر در دامنه‌ي کوه زيبا و ديدني شالوارَه‌كوه واقع شده است. امروزه در کمرکش کوه جاده‌اي احداث شده است تا مسافران به سهولت بتوانند به بام ماسال صعود و از آنجا چشم‌انداز بديع ماسال را به نظاره بنشينند. الحق که چه تماشايي است اين چشم‌انداز روح‌نواز.

برای اجاره ویلا تو شاندرمن و خرید فروش ملک با ما تماس بگیرید 09113463545

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *